نوعی دیگر!!

عادت میکنم به حرف زدن با خودم. به غذا خوردن تنهایی. به گریه های گاه و بی گاه. به تنهایی خرید کردن. به تنهایی تفریح کردن. به تنهایی غصه خوردن و لذت بردن...

بترس از روزی که تو تنهاییهام جایی واست نداشته باشم...

 

میسینگ

فکر نمی کردم بیای کامنت بذاری... میخواستم بیام بنویسم که حتی تو هم منتظرم نبودی!! مثل خیلی وقتای دیگه خطر از بیخ گوشت گذشت!

خیلی دلتنگ پاییز و انار ووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووو یه اقاهه ام!!

ناامیدانه...

من فکر می کنم که برگشتم... هنوز مطمعن نیستم ولی!!

اینجا کسی منتظرم هست ایا؟!