اینروزا دیگه هیچی راضیم نمی کنه, به همه چیز بی تفاوت شدم. دیگه هیچ عکس العملی به هیچ محرکی نشون نمیدم. سخت شدم و سرد, علتشم فکر می کنم که نمیدونم. دیگه جز تنهایی و دوری هیچی نمی خوام, خیلی خسته ام.
یه جایی یه جمله ای خوندم که تقریبا مضمونش این بود که اگه یکیو خیلی دوست داریو میبینی که شرایطت اذیتش میکنه باید بذاری بره, من چه کار باید بکنم؟
+
خودم | یکشنبه هشتم مهر 1386
|